بروس وین که در کودکی شاهد قتل پدر و مادرش بوده و نمیتواند این خاطرات تلخ را از ذهنش پاک کند. او همچون آوارهای از یک نقطه به نقطه دیگر جهان سفر کرده و با جانیان و تبهکاران خردپا همدست میشود. او در نقطهای از آسیا در زندان با فردی به اسم هنری دوکارد آشنا میشود که به او پیشنهاد میدهد اگر از عهده تمرینات فیزیکی دشوار براید میتواند عضو «انجمن سایه ها» شود. انجمنی که توسط رأس الغول اداره میشود. بروس میپذیرد و تمرینات دشوار دوکارد آغاز میشود. دوکارد همچنین اندرزهای لازم را به بروس ارایه میکند. اندرزهایی مانند «خشم تو مایه قدرت توست» و «ترحم تو مایه ضعف توست» و نهایتا بروس تبدیل به یک سلاح کشنده جاندار میشود. اما زمانیکه انجمن از او می خواهد فرد بیگناهی را به قتل برساند او از انجام این کار سرباز میزند بدین ترتیب از انجمن سایهها رانده میشود و به زادگاه خود شهر گاتام بر میگردد. او در آنجا تصمیم میگیرد یک هویت مبدل را برای مبارزه با جنایتکاران برای خود انتخاب کند و بنابراین به کمک خدمتکار وفادارش آلفرد و دوست مخترعش فکس، لباس و نقاب بتمن را میپوشد تا با کارمین فالکونی رئیس جنایتکاران شهر و یک فروشنده مواد مخدر به اسم کرین مقابله کند او همچنین برای این کار از یاری افرادی مانند جیم گوردن یکی از معدود پلیسهای .![]()
ایام دوازده روزه کریسمس با سالروز میلاد مسیح در ۲۵ دسامبر آغاز گشته و تا جشن خاجشویان در روز ۶ ژانویه ادامه مییابد. هرچند مهمترین عید مذهبی در گاهشمار مسیحی، روز عید پاک ( به عنوان روز مصلوب شدن و رستاخیز عیسی) است، مردم بسیاری بهخصوص در کشورهای ایالات متحده و کانادا، کریسمس را مهمترین رویداد سالانه مسیحی محسوب میدارند. با وجودی که این روز، یک عید مذهبی شناخته میشود، از اوایل سده بیستم میلادی به بعد به طور گسترده به عنوان یک جشن غیر مذهبی برگزار شده و برای بیشتر مردم، این ایام فرصتی است برای دور هم جمع شدن اقوام و دوستان و هدیه دادن به هم. کریسمس با آیینهای ویژهای بهطور مثال آراستن یک درخت کاج، برگزار شده و شخصیتی خیالی به نام بابانوئل در آن نقشی مهم دارد.
خدای رعدو برق که در دنیای مورتال کامبت محافظ زمین هم میباشد.
رایدن دارای قدرتهای فراطبیعی گوناگونی منجمله تله پورت، کنترل صاعقه و توانایی در پرواز میباشد. رایدن فناناپذیر بوده و خاطراتش از آغاز زمان شروع میشود. کشتن او غیرممکن است، حتی اگر بدن او هم نابود شود بعد از مدتی از نو شکل میگیرد. هر کسی هم که بخواهد به زمین آسیب برساند سر و کارش با رایدن است! براساس گفتههای خالق رایدن شخصیت او از ۳ خدمتگذار لو پَن در فیلم «دردسر بزرگ در چین کوچک» ساخت سال ۱۹۸۶ به کارگردانی جان کارپنتر برداشت شده است.
در زمان جوانی زمین، رایدن محافظ آن به شمار میرفت. او در جنگی که شینوک (به انگلیسی: Shinnok) (یکی از خدایان ارشد) برای ساقط کردن بقیه خدایان ارشد به راه انداخته بود و زمین را نیز به خطر انداخته بود با شینوک جنگید. یکی از تمدنهایی که در این جنگ از بین رفت مارمولکها بودند که بازماندهها را مجبور کرد به دنیایی دیگر به نام زاترا (به انگلیسی: Zaterra) مهاجرت کنند که رپتایل (به انگلیسی: Reptile) یکی از اعضای این تمدن بود. با کمک بقیه خدایان رایدن موفق شد شینوک را شکست داده و او را به دنیای زیرزمین تبعید کند و همچنین طلسم منبع قدرت او را در جایی در کوههای نپال پنهان کرد و ۴ خدا (خدایان آتش، باد، زمین و آب) را به محافظت از آن گماشت!
پس از اینکه ساب-زیرو (به انگلیسی: Sub-Zero) میلیونها سال بعد طلسم را برای کوان چی (به انگلیسی: Quan Chi) دزدید، رایدن به لین کویی (به انگلیسی: Lin Kuei) آموزش داد تا به دنیای زیرزمین وارد شده و طلسم را پس بگیرد، تا مبادا شینوک از آن برای آزاد کردن خود استفاده کند. رایدن به این علت نمیتوانست خود طلسم را پس بگیرد چون فدرتهایش در دنیای زیرزمین بیاستفاده میشدند. ماموریت لین کویی با موفقیت انجام شد و خطر شینوک از بین رفت، هرچند بعدها اشکار شد که کوان چی طلسمی تقلبی به شینوک داده است و رایدن متوجه جعلی بودن آن نشده است. بدین ترتین طلسم شینوک تا مدتها در اختیار کوان چی باقی ماند.
رایدن بوسیله شخص شانگ سونگ (به انگلیسی: Shang Tsung) به تورنمنت مورتال کامبت دعوت شد، رایدن هم دعوت را پذیرفته و به شکل انسان در آمد تا در مسابقات شرکت کند.
با زیر نظر داشتن وقایع، رایدن از مقاصد شوم شائو کان (به انگلیسی: Shao Kahn) باخبر شد و به لیو کان (به انگلیسی: Liu Kang) و کینگ لائو (به انگلیسی: Kung Lao) درباره خطر هشدار داد سپس به تنهایی به جهان بیرونی رفت.
باوجود اینکه شائو کان تمام انسانهای روی زمین را در اختیار خود گرفته بود رایدن قادر بود از لیو کانگ و بقیه جنگجویان برگزیده محافظت کند. رایدن که در ابتدا به علت تداخل ۲ جهان قادر نبود در جنگ شرکت کند بعد از اینکه خدایان ارشد درخواست کمک او را بیپاسخ گذاشتند فناناپذیری خود را فدا کرد تا قادر به شکست دادن شائو کان باشد. درنهایت نیروهای شائو کان شکست خورده و به جهان بیرونی عقبنشینی کردند و زمین به وضعیت عادی خودش برگشت.
بعد از عقب راندن مهاجمین به دنیای بیرونی، شینوک با کمک کوان چی بار دیگر سعی کرد تا از دنیای زیرین خارج شده و دنیاها را تصاحب کند. ولی بار دیگر لیو کانگ با متحد کردن جنگجویان زمینی تحت فرمان رایدن خدای رعد و برق موفق به شکست دشمنان شدند. رایدن که اینک به مقام خدای ارشد نائل شده بود منصب محافظت از زمین را به فوجین (به انگلیسی: Fujin) سپرد.
به عنوان یک خدای ارشد رایدن نتوانست با دخالت مانع از کشته شدن لیوکانگ در آکادمی وو شی توسط شانگ سونگ و کوان چی شود. با احساس نفرت از همتاهایش بعلت خودداری از مداخله، رایدن مقام خود بعنوان خدای ارشد را ترک کرد و اقدام به جمع آوری جنگجویانش برای مقابله با Deadly Allian.![]()
اسکورپیون از شخصیتهای معروف بازی مبارزهای مورتال کامبت است و در همهٔ سریهای این بازی در میان شخصیتهای اصلی ایفای نقش کردهاست.
او توسط دشمن درجه یک خود ساب-زیرو کشته میشود اما بعدها بوسیله جادو جسم او در جهنم دوباره شروع به حرکت میکند و مانند یک انسان زنده حرف میزند و میجنگد در حالی که در واقعیت مُردهای متحرک است. او هدف اصلی خود را انتقام از ساب-زیرو میداند و بهمین دلیل وارد مسابقهٔ مورتال کامبت میشود. هیچگونه یاری ندارد و هیچگونه احساس و عاطفهای نداشته و کاملا بی رحم است. قدرت اصلی او آتش است و «طناب سوسمار» معروفترین فن او میباشد. او و ساب_زيرو(Samir)معروفترین شخصیتهای بازی مورتال کامبت هستند.
از معروفترین فیتالتیهای (به انگلیسی: Fatality) او میتوان به toasty که وی پس از درآوردن ماسک خود از دهانش آتش به سمت حریف پرت کرده و وی را به آتش میکشد اشاره کرد.
ساب-زیرو از شخصیتهای معروف بازی مبارزهای مورتال کامبت است و در همهٔ سریهای این بازی در میان شخصیتهای اصلی ایفای نقش کردهاست.
ساب-زیرو در اولین سری مورتال کامبت حاضر شد اما در مورتال کامبت ۲ برادرش جایگزین وی شد.در "مورتال کامبت ۳ نهايي" هر دو شخصیت ساب-زیرو حضور داشتند.
در بین برادر ها هر دو برادر در Earthrealm متولد شدند.هر دو دارای لباس آبی رنگ هستند و قادر به کنترل قدرت یخ هستند.ساب-زیرو یکی از برجسته ترین شخصیت های نینجا در طول بازی های کامپیوتری است.
ونوم آمیختهای است از خشونت و بیرحمی و جنایت، آمیختهای از دو موجود متفاوت، هر کدام از ایندو نیز با اسپایدرمن درگیر هستند. نیمی از آن ادی بروک است، خبرنگار بیاخلاقی که هنگامی که مطلبی که در مورد اسپایدرمن مینوشت، اشتباه از آب در آمد و اخراج شد.
نیمی دیگر موجودی بیگانه به نام سیمبایوت است که مدتی داخل لباس سیاه ِ اسپایدرمن بود، و هر هنگام که سعی میکرد از دیوار بالا برود، نیروی اسپایدرمن را جذب مینمود. نیروی ونوم از تمام نیروی اسپایدرمن و حتا بیشتر از آن نیز بیشتر است. میتواند چنان تغییر قیافه دهد که شبیه هر کس که تصور میکند بشود، و در مقابل حس عنکبوتی محافظ است. مطلقاً دیوانهاست و هیچ ندامتی در کارش نیس. ![]()
گرین لنترن در مورد گروهی از محافظین کهکشانی است که وظیفه ی آن ها حفظ امنیت و ثبات جهان های ذی شعور است. آبین سور ، یکی از نگهبانان بین سیاره ای در نبردی توسط موجودی خبیث به اسم پارالاکس به شدت زخمی می شود و با استفاده از سفینه ی اضطراری موفق می شود خود را نجات دهد او مجبور می شود به نزدیک ترین سیاره ی مسکونی ممکن برای انتخاب جایگزینی برای خود برود و این سیاره نیز جایی نیست جز زمین. در زمین او ، و در واقع حلقه ی سبز ، جوانی به اسم هال جوردن را که خلبان جت های جنگنده ی آزمایشی است را به عنوان جایگزین انتخاب می کند. از سوی دیگر پارالاکس که هیولایی است که از وحشت دیگر موجودات تغذیه می کند به سمت زمین در حال حرکت است و اکنون هال جوردن باید خود را برای مسئولیت خطیر نجات زمین و بقیه ی دنیا ها آماده کند ... .
مکان استقرار: شهر گُاتام
دو صورتTwo Face
صورت گلیClayface
آقای یخMister Freeze
سوراخ کنThe Riddler
پنگوئنThe Penguin
رس الغولRa’s Al Ghul
اصلیت:بروس وین تنها بازمانده خانواده وین می باشد. یک خانواده قدرتمند و ثروتمند شهر گاتهم. در یک سینما رفتن,خانواده وین در یک قسمت بدنام شهر گاتهام می گشتن که توسط یک دزد ازشون دزدی می شود. دزد والدین بروس را تیر می زنید و می گذارد تا بمیرند,به سرعت می دود و هیچ وفت برای گناهش مجازات نمی شود,بروس تنها می ماند و توسط پیشخدمت خانواده(آلفرد) بزرگ می شود.در آن روز او قسم خورد که انتقام والدینش را بگیرد به هر صورتی.
بروس تمرین کرد,دنیا رو مسافرت کردو به دانشکده رفت,تا بدنش و ذهنشو برای مقابله با جرم آماده کند.وقتی که در آخر به شهرگاتهم برگشت اولین اقدامش یک بد پیش رفت او لباس های تیره پوشید و به دزدانی حمله ور شد اما توسط کسانی که می خواست نجاتشان دهد کتک حسابی خورد.اون می دونست که بایست یک فکره جدیدی بکنه.
هنگامی که یک خفاش به اتاقش برخورد کرد,بروس جوابش رو گرفت او بایست مثل یک خفاش لباس بپوشه که بتونه به وسیله لباسش حریفاشو بترسونه.
در راه خودش مرد خفاشی دوستانه زیادی رو پیدا می کنه که تمایل به داشتن شهری بدون جرم می باشند. اولیش هم جیم گُردن بود(Jim Gordon) او یک کار آگاه بودش و بعدش هم مامور عالی رتبه گاتهم شده و این دوستی برای بتمن به این دلیل خوبه که نیروهای نظامی با بتمن باشند و نه بر علیه او.
بتمن چند تا هم پیرو داشته که که همشون در غالب رابین بودن. اولیش دیک گریسون که در سیرک کار می کرده و خانوادش توسط یک مافیا کشته شده و او در نهایت رابین بودن را رها کرد و نایت وینگ(nightwing) شد و در یک شهر نزدیک (bludhaven) به مبارزه با جرم می پردازد. بعد از اون جیسون تاد رابین شد که اینطور دیده شده که توسط جوکر کشته شده لیکن الان دوباره ظاهر شده و یک تبه کار به نام Red Hood شده. و جدیدترین رابین تیم دریک هستش که بتمن هم از اون خوشش می آد و اون جزو Teen Titans هم هست.
بتمن راه مبارزه با جرم را همچنان ادامه می دهد بعضیا می گنن روانی شده و همه رو برای اینکه کاریشون نشه از خودش دور میکنه و هیچ عشقی و خانواده ای و بچه ای نداره بخاطر اینکه می ترسه یکوقت اتفاقی براشون بیفته و همینطور داره به قسمش وفا می کنه.